تفسیر آیه200 آل عمران
تعریف مصابره :وصل کردن نیروی مقاومت افراد جامعه در برابر سختی ها است
صبر به سه قسمت است
- صبر بر سختی ها
- صبر بر اطاعت خداوند
- صبر بر ترک معصیت
تعریف مرابطه :وصل کردن نیروی مقاومت افراد جامعه در جمیع شؤن زندگی دینی چه در نه تنها حال رخا و خاموشی بلکه همه نیروها و کارها
تعریف مرابطه در جامعه اسلامی :
- انسان و اجتماع :انسان موجودی اجتماعی است که باید اجتماعی زندگی کند. یعنی فطرت تمام انسانها این معنا را درک می کند و تا آنجا هم که تاریخ نشان داده هر جا بشر بوده اجتماعی زندگی کرده و آثار باستانی بدست آمده هم این مطالب را ثابت می کند. قرآن کریم هم با بهترین بیان از این حقیقت خبر داده از قبیل یا ایها الناس انا خلقنا کم من ذکر او انثی و جعلنا کم شعوبا و قبایل لتعارفوا
- انسان و رشد و نمو او در اجتماع :اجتماع انسانی مانند سایر خواص روحی انسان و آنچه که مربوط به اوست از روز آغاز پیدایش تکون نیافته بلکه اجتماعی شدن انسان هم مانند سایر امور روحی و ادراکش دوش به دوش آنها تکامل پذیرفته هر چه کمالات مادی و معنوش بیشتر شده اجتماعش نیز سامان بیشتری به خود گرفته است که اولین تشکیل اجتماع وی خانواده بوده است
- اسلام و عنایتش به امر اجتماع :شکی نیست که اسلام تنها دینی است که بنیان خود را بر اجتماع نهاده و اما آن شرایطی که در کیش بت پرستان و صائبان و پیروان مانی و مجوسیان و سایرین به آنها متعقدند وضع روشنتری دارد که قابل مقایسه نیست
- رابطه ای که اسلام بین فرد و اجتماع قائل است در هیچ دین و ملتی سابقه ندارد :قرآن کریم غیر از آنچه که برای افراد هست وجود عمری و کتابی و حتی شعوری و فهمی و عملی و اطلاعاتی و معصیتی برای اجتماع قائل است مثلا درباره عمر و اجل امت ها می فرماید و لکل امة اجل فاذا جاء اجلهم لا یستأخرون
- آیا سنت اجتماعی اسلام ضمانت بقا و اجرا دارد؟ شعار اسلام پیروی از حق هم در اعتقاد و هم در عمل است و لی جوامع به ظاهر متمدن شعارشان پیروی از خواست اکثریت است چه حق باشد و چه باطل. هدف اجتماع جامعه اسلامی سعادت حقیقی انسان است یعنی آنچه عقل سهم آن را سعادت می داند و به عبارت دیگر هدفش اینست که همه ابعاد انسان را تعدیل کند و عدالت را در تمامی جوانب زندگی چه مادی و معنوی می گستراند و بر همین اساس قوانین اسلام مراعات جانب عقل است و معلوم است که چنین نظامی موافق طبع عموم مردم امروز نیست که فرورفته در شهوات و هوا و هوس ها و آرزوهایی که فقط در امور مادی و جنسی است نمی باشد و در یک کلام تمام تمدن غرب و پیشرفت صنعتی آن از نظر اسلام سعادت محصوب نمی شود .
- اجتماعی اسلامی به چه چیز تکون یافته است و زندگی می کند؟ تنها علتی که باعث شد بشر از روز نخست تن به حکومت قانون داده و خود را محکوم به حکم قانون جاری در مجتمع بداند همانا مساله تزاحم و خطر تباهی نوع بشر بوده است چیزی که هست در جامعه های وحشی اینطور نبوده که عقلا نشسته باشند و با فکر و اندیشه به نیازمندی خود به قانون پی برده باشند و سپس برای خود قوانینی جعل کرده باشند بلکه آداب و رسومی که داشته اند باعث درگیری می شده. راهی را به عنوان درمان می رفته اند که بعد از یک مدت دوباره به بن بست و مشکل برخورد می کردند و چون راه حل اساسی نبوده و امر دیگری جایگزین آن می کردند اما در جامعه متمدن اگر قوانینی تدوین شده بر اساسی استوار جعل می شده البته که هر قدر مجتمع از تمدن بیشتری بر خوردار بودند قوانین آن نیز محکمتر بوده و با آن قوانین بهتر می توانستند جامعه را اداره کنند و در واقع ضامن اجرای قانون قرار می دادند تا قانون حکومت کند.
- انگیزه های عقلانی غیر انگیزه های احساس است :منطق احساس انسان را تنها به منافع دنیوی وادار و دعوت می کند در نتیجه هر جای منفعتی برای وی بوده بلافاصله و بلادرنگ به دنبال آن رفته است اما در منطق تحقق انسان به سوی عمل تحریک می شود که حق را در آن ببیند چه سودی برای وی داشته باشد و چه نداشته باشد همین که بداند حق است و حق نزد پروردگار است برای او کافی است و هیچ اجری از او ضایع نمی گردد
- معنای پاداش خواستن از خدا و اعراض از غیر خدا چیست؟ حفظ کلمه توحید و تسلیم خدا شدن و رضای خدا را در زندگی طلب کردن بر طبق جریان همه اسباب قدم برداشتن است و نیز دادن حق هر یک از آن سبب هاست یک فرد مسلمان با اعتقادش به توحید و لوازم آن هم شرک نورزیده و هم نسبت بحق هیچ یک از اسباب مرتکب غفلت نشده پس یک فرد مسلمان هدفها و اغراض دنیایی و آخرتی دارد و یا به عبارت دیگر هم مادیات هدف اوست و هم معنویات ولیکن نسبت به هر کدام بسته به آن، هدف اعتنا می ورزد که باید بورزد نه بیشتر ونه کمتر. هم دنیا را دارد و هم آخرت را
- حریت در اسلام به چه معناست؟ حریتی که اسلام به بشر داد، قابل قیاس با حریت تمدن عصر حاضر نیست و آن آزادی از هر قید و بند و از هر عبودیت به جز عبودیت برای خدای سبحان است و این هر چند در گفتن آسان است اما معانی بس وسیع دارد.
- در مجتمع اسلامی راه بسوی تحول و تکامل است :اگر بشر زیر سایه چنین تربیتی هم قرار بگیرد که دو بالش (علم نافع) و (عمل صالح) هم باشد و آنگاه شروع به سیر تکاملی و مدارج علم و عمل و سیر به سوی سعادت واقعی خود البته تکامل هم می کند و به خاطر داشتن آن سنت عادله و آن تربیت صحیح و آن علم و عمل نافع روز به روز گامهای بلند تری هم در تکامل و هم در سعادت بر می دارد.
- آیا انسان با همین احکام و شرایعی که دارد می تواند انسان عصر حاضر را به سعادتش برساند؟ بله قطعا چرا که احکام الهی دائمی و به مقتضای فطرت بشر است و نوسخ راهی به آن ندارد. آنچه فرق کرده است نوع زندگی بشر بوده است
- رهبر جامعه اسلامی چه کسی است و چگونه روشی دارد؟ در عصر اول اسلام رهبری جامعه را حضرت رسول اکرم به عهده داشتند بعد از آن ائمه اطهار و بعد از آن هم جانشینان بر حق شان طبق آیه اطیعو الله و اطیعو الرسول. و در حال حاضر رهبر جامعه اسلامی صاحب الزمان می باشند که با توجه به عدم ظهورشان در جامعه جانشینان بر حقشان مقام معظم رهبری این وظیفه را به عهده دارند.
- حد و مرز کشور اسلامی مرز جغرافیایی و طبیعی و یا اصطلاحی نیست بلکه اعتقاد است :مجتمع اسلامی طوری تاسیس شده که در تمامی احوال می تواند زنده بماند چه در آن حال که بر دشمن غالب باشد و چه در آن حال که مغلوب شده باشد. چه در حال ظهور و چه در حال خفا و چرا که محدود به قطعه زمینی در گوشهای از دنیا با مرز جغرافیایی نیست.
- اسلام و تمامی شئونش اجتماعی است :اساس دین متکی بر حفظ معارف الهی است و در عین حال به مردم آزادی در طرز تفکر داده است.
سر انجام دین حق بر همه دنیا غالب خواهد شد :این وعده خداوند است والعاقبة للتقوی
و در آخر در کتاب معانی از امام صادق علیه السلام روایت آورده است که در تفسیر آیه 200 سوره ی انبیاء:
صابرو :یعنی بر دشواری های فتنه صبر کنید
رابطو :بر کسی که بدو اقتدا می کنید استوار باشید
نتیجه :صبور باشیم در تمامی سختیها و در مقابل همه ی گناه ها و در مقابل همه فتنهها و در مقابل همه لغزشها
در اطاعت از ائمه اطهار و صاحب الزمان و جانشین بر حقش مقام معظم رهبری استوار و وفادار باشی
(خلاصه و چکیده)
v عواملی مانند (وطن دوستی) و (نوع دوستی) و (مدح و تمجید طلبی) سببیت اخلاقی ندارد
v شعار اسلام پیروی از حق و شعار تمدن غربی پیروی از اکثریت است
v اسلام صلاحیت خود را برای هدایت مجتمع انسانی به سوی سعادت ثابت کرده است
v تسلیم اکثر مردم در برابر لذائذ مادی موجب دوری آنها از حق و پذیرش سنت های احساسی است
v حق و حق بودن ملازمه ای با رای اکثریت ندارد
v انگیزه های عقلانی غیر انگیزه های احساس است
v حد و مرز کشور اسلامی مرز جغرافیایی و طبیعی و یا اصطلاحی نیست بلکه اعتقاد است
v اسلام تمامی شئوونش اجتماعی است. اساس دین متکی بر حفظ معارف الهی است و در عین حال به مردم آزادی در طرز تفکر داده است
v اخلاق و فضائل اخلاقی در تمدن غربی جای ندارد
v اولین باری که بشر متوجه منافع و مصالح اجتماع شد زمان بعثت اولین پیامبر الهی بود
v هویت و شخصیت مستغل برای اجتماع در اسلام
v اهتمام شدیدا اسلام به اجتماع
v صرف عدم انطباق یک سنت با وضع حاضرانسان ها دلیل بر بطلان و فساد آن سنت نیست
v پیروی از اکثریت در نظام طبیعت باعث بطلان حکم عقل به وجوب پیروی از حق نمی شود
v تمدن غرب و پیشرفت صنعتی آن از نظر اسلام سعادت محصوب نمی شود
v سرانجام دین حق که همان دین اسلام است بر همه دنیا غالب خواهد شد. انشاءالله
امیر حسین حاتمی پور